نت تصنیف حریر مهتاب اثر حسین پرنیا گرداوری ونگارش برای سنتور :محسن غلامی
لینک دانلود:
دیدمت در حریری ز مهتاب سرئ و خاموش خفته بودی یادم امد که در صبح دیدار از غروبی چنین گفته بودی در دو چشمت طلوعی نهان بود چون ستاره میدمیدی در شب بهت ویرانی من قصه های مرا از سر شوق میشنیدی
بی شکیبم بی قرارم سر به پاهای جنون میگذارم بی شکیبم بی قرارم دل به دریای تو می سپارم
در بهاری که بی تو خزان شد باورم شد دگر نیستی تو خود نگفتی که من هم بدانم کیستی تو
چیستی تو کیستی تو چیستی تو
یدمت در حریری ز مهتاب سرئ و خاموش خفته بودی یادم امد که در صبح دیدار از غروبی چنین گفته بودی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 19:46  توسط خاطره سنتور
|
