تبليغاتX
سنتور

سنتور

موسیقی سنتی

نت تصنیف به سوی تو اثر مجید وفادارتنظیم شده برای اموزش هنرجویان مبتدی سنتور(تنظیم :محسن غلامی)

 

 

این اهنگ برای اموزش هنرجویان مبتدی ساز سنتور تهیه و تنظیم شده است. در این قطعه میتوان به انواع تکنیکهایی مانند جفت و مرابهای راست و چپ ..... که برای اموزش هنرجویانی در این سطح لازم است  برخورد نمود که مدرسان عزیز میتوانند از این اهنگ و نظیر این قطعه در کنار کتاب دستور سنتور استفاده نمایند  تا تنوعی در اموزش انها ایجاد نمایند.امیدوارم این نمونه و نمونه هایی از این دست برای مدرسین این رشته و همچنین هنرجویان عزیز مفید واقع گردد.با تشکر محسن غلامی

لینک دانلود:

نت تصنیف به سوی تو

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 0:36  توسط خاطره سنتور  | 

نقدی بر کنسرت محمد رضا لطفی

برای که می نوازید؟

 

چندیست که خبر اجرای کنسرت موسیقی ایرانی توسط محمدرضا لطفی و محمد قوی حلم به خبر اول محافل هنری تبدیل شده است. اولین نکته ای در محاورات و صحبت های مردم و مخاطبان به نظر می آید، قیمت بسیار بالای بلیط این برنامه آن هم قیمتی بین 20000 تا 30000 تومان می باشد. هرچند هنر و هنرمند قیمت ندارد و نمی توان آن را با معیار های مالی سنجید ولی آیا انتخاب این قیمت و بهای بلیط برای کنسرت محمدرضا لطفی کاریست منطقی؟

آیا با این بهای بلیط شان و وجهۀ هنری محمدرضا لطفی افزایش خواهد یافت؟

وآیا بالا بردن قیمت بلیط دلیلی بر ارزش هنری و اجرایی موسیقی مورد نظر است؟

و بسیاری سوالات مشابه دیگر...

این چه رسمیست که هنرمندان طراز اول ما تا به شهرت می رسند رویه ای دیگر را انتخاب می کنند و هر جا کم می آورند دم از مردم و مردمی بودن می زنند و هنر خود را از آن مردم می دانند ولی در خلوت و درون مردم را به هیچ انگاشته و فقط به آنها به عنوان وسیله ای برای شهرت طلبی نگاه می کنند.

و اینها چگونه هنرمندانی مردمی هستند که از ایران به یک شهر و 1-2 سالن مانند کاخ نیاوران و سعدآباد و تالار وزارت کشوربسنده کرده اند.

آیا سایر شهر ها جزء این آب و خاک محسوب نمی شوند.

آیا این حضرات والاقدر روزی به ذهنشان خطور خواهد کردکه مثلا در شهر هایی مانند اهواز، ایلام ، کرمانشاه ، سنندج ، ارومیه ، اردبیل ، زابل ، زاهدان ، بندر عباس و ...به اجرای برنامه بپردازند یا این شهر ها و مردمان خونگرم آنها را در شان هنر والای خود نمی دانند؟

آقای لطفی پس از حدود 30 سال با قصدی کاملا شخصی به ایران بازگشتند و حتما می دانند که دوران طلایی تبلور موسیقی هنری ایران را از دست دادند و پس از سالها در پی یافتن راه حلی برای پر کردن شکاف هنری و اتصالی برای این حلقۀ هنری هستند. شکافی که در ادعا های مطبوعات پسند تحت عنوان ( آشتی جوانان با موسیقی سنتی و ملی )  مطرح می شود.

آیا قرار است طبق ادعا های مطرح شده در جلسات مطبوعاتی با اینگونه اجرا ها جوانان مملکت ما با موسیقی ملی آشتی کنند و مثلا به آن علاقمند شوند؟

احتمالا آقای لطفی یادشان رفته که روزگاری تفکرات سوسیالیستی داشتند و خود را در این زمینه فعال سیاسی و اجتماعی می دانستند ، حال چگونه لطفی سوسیالیست سالهای نه چندان دور به ناگهان در غرب به وصال حق می شتابد و پس از طی گذرای این دوره به تفکری کاملا متفاوت میرسد؟

به نظر معیار اخیر آقای لطفی برای گزینش مخاطبان صرفا نگاهی مالی است و مخاطبین کم بضاعت لیاقت استفاده از اینگونه برنامه ها را ندارند. سوال دیگراینکه اینگونه مخاطبان مورد نظر چه درصدی از جامعۀ امروز ما را تشکیل می دهند جامعه ای که اکثریت آن درگیر مسائل اولیۀ زندگی و نان شب هستند.

البته اینگونه برخورد  نگاه به مخاطب تنها به تفکرات محمدرضا لطفی بر نمی گردد ، بلکه بسیاری از همنسلان و همقطاران وی نیز همین رویه را پیشه کرده اند .

خوشبختانه هنوز آقای لطفی مانند بعضی از همدوره ها با عناوینی همچون خاکپا و تاج سرخود را به عضوی از اعضای مردم بند نکرده اند.

البته در روزگار معاصر به طرق مختلف به مردم و جامعۀ ما توهین شده است امیدواریم در وادی هنر به مردم و مخاطبین هنرو درک و شعور آنها بیش از این توهین نشود.

 

 

علیرضا جواهری – تیر 1386

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 0:39  توسط خاطره سنتور  | 

یاران و همکاران آن‌ روزها، از مهستی می‌گویند...

یاران و همکاران آن‌ روزها، از مهستی می‌گویند...

زنده یاد بانو مهستیحدود سه دهه از پیروزی انقلابی که موسیقی ایران را دچار محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های بیشماری ساخته می‌گذرد. هایده، پوران، فرزین، ویگن، سوسن... و بامداد سه روز پیش هم مهستی به دور از ایران درگذشت. ظاهراً تنها کشوری هستیم که بسیاری ازخوانندگان ‌مان اجازهء زندگی در بین مردم خودشان را ندارند و یکی پس از دیگری در غربت می‌میرند. مهستی خواننده‌ای که بیش از چهل سال برای ایرانیان خواند، بامداد دوشنبه، ۵ تیر ۲۵ ژوئن پس از چهار سال پیکار بی‌نتیجه با بیماری سرطان درگذشت. مهستی ۶۱ سال داشت. مهستی تا مدت ها بیماری خود را پنهان کرده بود، ولی پس از شایعات زیادی که در اینباره بر سر زبان‌ها افتاد، در بهمن ماه سال گذشته همراه با پزشک‌اش در چندین برنامه‌ء تلویزیونی ظاهر شد. هم خودش و هم پزشک‌اش بیماری را رایج در میان بسیاری از آمریکاییان و کم‌اهمیت جلوه دادند، ولی درنهایت هیچکدام از تلاش‌ها برای درمان سرطان رودهء‌ پیشرفته‌اش نتیجه‌ای نداد.

منوچهر بی‌بی‌یان بنیانگذار تلویزیون جام جم در لوس‌آنجلس و مدیر کمپانی موسیقی آپلون در ایران (ناشر آثار مهستی در سال‌های پیش از انقلاب) از جزییات درگذشت این هنرمند ایرانی می‌گوید: چهار سال پیش به سرطان [روده]‌ مبتلا شد. تقریبا معالجه کرده بود. البته به او گفته بودند معالجه شده‌اید، ولی اگر واقعا معالجه شده بود این سرطان سرایت نمی‌کرد به ریه و بعد هم بزند به مغز. ایشان بدون اینکه بداند این بیماری دارد حرکت می‌کند به ریه و جاهای دیگر، چهل شب در دبی برنامه گذاشت. پس از چهل شب، یک‌دفعه حالش بهم خورد. وقتی او را بردند به بیمارستانی در دبی، گفتند که سرطان بسیار پیشرفته‌ای دارد و نمی‌تواند تکان بخورد. دخترش از امریکا حرکت کرد و با چه مکافاتی او را به آمریکا آورد.

 

منبع سایت قدیمیها


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 1:50  توسط خاطره سنتور  | 

ادامه مخالف سه گاه و فرود به دشتی از محسن غلامی

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 0:27  توسط خاطره سنتور  |