+ نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 23:27  توسط خاطره سنتور
|
ما فرهنگهاي مختلفي در کشورمان داريم كه هر كدام جوامع مختلف هستند كه حتي تاريخ و جغرافياي متفاوتي داشته اند و دارند. به دليل همين تفاوت ها، فرهنگ موسيقايي متفاوت و سنتهاي خاص خود را هم دارند. حالا ما وقتي بگوييم موسيقي سنتي اين شامل سنت كدام بخش از سرزمين ما ميشود؟ حالا چون موسيقي دستگاهي عام شده و در تمام ايران رواج يافته است، نمي توان آن را موسيقي سنتي تمام کشور دانست. نواحي مختلف ايران پيشينه هاي قوي موسيقايي خود را دارند و از مقامهاي موسيقي خود استفاده ميكنند . آنوقت ما ميآييم و يك نوع موسيقي را مي گوييم، موسيقي سنتي ايران. يكي از نوازنده هاي بسيار برجسته بلوچي كه متاسفانه اسمشان را الان به خاطر ندارم ، در يك سفري که به سوئد رفته بودم، مي گفت: « وقتي به اين موسيقي كه شما اجرا ميكنيد ميگويند، موسيقي ايراني، من نارحت ميشوم ؛ چون فكر مي كنم ايراني نيستم. چون اگر اين طور باشد اين موسيقي كه من اجرا ميكنم مال كجاست؟ اين موسيقي كه شما اجرا مي كنيد فارسي است.» ممكن است ما تعصب داشته باشيم، اما اين دوست هنرمند ما راست ميگفت. زماني که گفته شود، موسيقي ايراني ،از اين جهت بهتر است كه فرهنگ موسيقايي اقوام مختلف در آن مستتر است.متاسفانه ما امروز به همه چيز مي گوييم: موسيقي سنتي و هيچ تفكيكي قائل نيستيم. اگر همه چيز دقيق و درست شود تكليف شنونده هم روشن است.به عنوان مثال اگر کسي بداهه نوازي را دوست دارد، به يک اجراي مشخص وآن هم در سالنهاي مشخصي مي رود. مثلا در همين شيوه ، شنونده بايد هم ارتباط نزديك تر و بهتري با نوازنده داشته باشد وگرنه در يك سالن بزرگ كه نوازنده به اندازه يك گنجشك ديده مي شود، شنونده چه ارتباطي مي تواند با موسيقي برقرار کند؟
| آموزش موسيقي بعد از انقلاب نياز به يك تحول داشت. اين به آن معنا نسيت كه بياييم و تمام سيستم آموزشي را غربي كنيم. بلكه برعكس سيستم آموزشي مان بايد با هويت خودمان هماهنگ شود. |
شما هميشه به شيوه آموزش موسيقي در ايران انتقاد داشتيد، درست است؟
بله. اما اين انتقادها به افراد نيست، چون اين مديريت و برنامهريزي است كه نتيجه كارها را مشخص مي كند و اين شامل همه حوزهها ميشود و فقط هم مربوط به موسيقي نيست. آموزش موسيقي بعد از انقلاب نياز به يك تحول داشت. اين به آن معنا نسيت كه بياييم و تمام سيستم آموزشي را غربي كنيم. بلكه برعكس سيستم آموزشي مان بايد با هويت خودمان هماهنگ شود. همه از همين جا آغاز كردند و فرهنگ خودشان را جهاني كردند. در دانشگاهها بعد از انقلاب اين تحول به وجود نيامد، بلكه در موسيقي سنتي و غيرسنتي طوري تصميم گرفته شد كه تا حدودي موجب دلسردي جوانان ايراني از موسيقي ايراني شد، با يک نگاه دگم. اين تصميمات ناشي از عدم درک صحيح از انقلاب وتحولات اجتماعي در ارتباط با موسيقي بود. برخي فقط به صرف روحيه سازگاري، با هر سيستم و برنامه ريزي سازگار هستند. فرقي نميكند كه انقلاب شده باشد يا نه؛ قبلا با همه سيستمها سازگار بودند.
+ نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386ساعت 22:59  توسط خاطره سنتور
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 0:1  توسط خاطره سنتور
|